حـــسِّ:)خـــآصツ


ادامه دادن رابطه ی تمام شده تو را به نقطه ی بی سر و ته میبرد!


وقتی خودت را از رابطه ای که رو به مرگ میرود، نجات نمی دهی

مثل این است که رمانی زیبا را مدت ها با اشتیاقی عجیب دنبال میکنی

تا شبی که به اواسط کتاب میرسی

میبینی تعداد زیادی از صفحات کتاب پاره شده!

و تو از این جا به بعد قصه، هاج و واج و پر از سوال می مانی!

اینجا همان نقطه ایست

که بند رابطه ات به طور ناگهانی پاره میشود.


تا مدتها با ذهن پر سوالت کلنجار میروی

و به نتیجه ای نمیرسی

تا اینکه تصمیم میگیری

این رابطه ی بریده شده را گره بزنی!

و خواندن همان رمان را از صفحه ی بعد از پارگی ادامه دهی.


دیگر زیاد از قصه سر در نمیاوری!

چون صفحات بی شمارش را از دست داده ای...

خسته میشوی...

اینجا میشود که یا کتاب را کنار میگذاری

یا با سماجت تا آخرش پیش میروی و وقتی به صفحه ی آخر میرسی میبینی صفحه ی آخری وجود ندارد!

در واقع صفحه ی آخر هم به همان سادگی صفحات وسطی پاره شده است...


می بینی؟!

ادامه دادن رابطه ی تمام شده،

تو را باز به همان نقطه ی بی سر و ته و پر از سوال صفحه ی پاره شده بر می گرداند!

منتها خسته تر...

غمگین تر...

بی غرورتر...


♥ نوشته شده در يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:39 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

ادمهاي "رفته" ارزش ماندن در ذهن را ندارند...


عادت کرده ایم فقط برای کسانی بنویسیم که رفته اند

که ترکمان کرده اند...

و همین عادت، فرصت فکر كردن به کسانی که کنارمان هستند را از ما گرفته است...

کسی که میرود رفته است

تکلیف خودتان را روشن كنيد!

باور کنيد کسی که ترکتان ميكند لحظه اي هم فکرش درگیر شما نیست

اماشما الماس را ازدست میدهید تا گردو را بردارید...

در زمانِ حال زندگی کنید

قدر ادم هایي كه کنارتان هستند را بدانید...

ادمهاي "رفته" ارزش ماندن در ذهن را ندارند...


♥ نوشته شده در يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:26 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

اولین عشق، چیز عجیبی است.


اولین‌ها همیشه قشنگ‌اند.

اولین جشن تولد، اولین کارت صدآفرین، اولین پیروزی، اولین شکست، اولین غم، اولین درد، اولین حسرت و... اولین عشق.


این اولین عشق، چیز عجیبی است. مجموعه‌ای از اولین‌های زیادی است. اولین یک‌جوری‌شدن دل آدم، اولین لبخند یواشکی، اولین گل‌انداختن گونه‌ها، اولین لمس چندثانیه‌ای دست‌ها، اولین قهر، اولین آشتی، اولین منت‌کشی، اولین غم، اولین درد و اولین حسرت.

و گاهی خورنده‌ترین غم و مزمن‌ترین درد و جان‌سوزترین حسرتی که تجربه می‌کنی.

اصلا انگار همین غم و درد و حسرت است که اولین عشق را جاودانه می‌کند. هی یاد گونه‌های گل‌انداخته‌اش می‌افتی و لبخند می‌زنی و ته گلویت سفت می‌شود؛

هی یاد اخم‌های مغرورش می‌افتی و لبخندت روی صورتت می‌ماسد؛

هی یاد شب کش‌دار عروسی‌اش می‌افتی و دهانت تلخ می‌شود؛

هی یاد نگاه‌های غمگینش در کنار دیگری می‌افتی و یک درد تیز و فشارنده‌ای از سمت چپ قفسه سینه‌ات می‌دود توی کتف و بازوی چپت؛

هی یاد آن طره‌های موهای قهوه‌ای روی شقیقه‌های عرق‌کرده‌اش می‌افتی و حسرت، مزه نگاهت را شور می‌کند.


و شگفتا که این‌همه رنج را به جان می‌خری و همیشه در ناب‌ترین لحظه‌های تنهایی‌ات، آلبوم خاطرات شور و شیرینت را ورق می‌زنی، گاهی آب بینی‌ات را بالا می‌کشی، گاهی پشت دست‌هایت را به چشم‌هایت می‌کشی و گاهی غمگین و ساکت، لبخند می‌زنی.

اولین‌ها همیشه قشنگ‌اند.

♥ نوشته شده در يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:26 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

آدمی که ازغرورش بگذره از حِسش رد نمیشه ...


من هیچوقت دنبالِ آدم های دمِ دستی نبودم ازاون آدم ها که تا تقی به توقی میخوره میگن : دوستت دارم ، عاشقتم

نه که بد باشه نه ،

احساساتشون دلِ آدم روگرم نمیکنه ...

مثل سراب میمونه

یهو نگاه میکنی میبینی هیچی نیست ،

پشت اون همه حس قلب نبوده ،

حرف بوده ...

دوستت دارمش دمِ دستی بوده معلوم نیست به

چندنفرگفته ،

برای چی گفته !

همیشه دنبالِ آدم های دست نیافتنی بودم

ازاون آدم ها که وقتی میخوان

حِسشون رو بگن هزار مُدل کلمه و جمله میگن

که پشتِ همشون یه دوستت دارم پنهون شده ...

حالافکر کن اینجورآدم ها وقتی بلند بگن :

"دوستت دارم"

ته دلت قُرص میشه که برای گفتن

این حرف غرورش رو زمین گذاشته ،

آدمی که ازغرورش بگذره از حِسش رد نمیشه ...


♥ نوشته شده در يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:24 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

عکس


عکس ؟

عکس است دیگر ، جان که ندارد ، حرف که نمیتواند بزند ، نمیتواند خیلی کارها بکند ،

چون فقط یک عکس است ، میگفت عکست چقدر آرام است ،

عکس است دیگر ، جان که ندارد ، مجبور است که آرام باشد ،

مجبور است که محفوظ به حیا باشد ،

مجبور است که با همه چیز بسازد

مدت بسیار زیادی است که عکس ملاک خیلی چیزها نیست ،

ملاکِ خوب بودن ،

ملاکِ اوضاع بر وقف مراد است ،

ملاکِ همه چیز خوب و خوش است فقط جای شما خالی ،

اصلا دلم میخواهد آن کسی را که همه ی این تصورات را انداخت گردن یک عکس بی جان پیدا کنم و بگویمش ، قربانت گردم آخر تو این همه تصورات را گذاشتی بر عهده ی یک عکس ؟

یعنی یک عکس باید این همه مسئولیت بر گردنش باشد ؟

از من میشنوید آدم ها را هرگز با عکس هایشان قضاوت نکنید ،

عکس ها گاهی اوقات دروغگو ترین موجودات روی زمین میشوند ،

روزهایی از زندگی شروع میشود که تو دقیقه به دقیقه اش خودت را به خودت میبازی

روزهایی آنقدر کلافه ای که دلت میخواد خودت را بسته بندی کنی و با یک پست پیشتاز بفرستی جایی که اثری از هیچ موجود زنده ای نباشد

روزهایی که تو میمانی یک باک پر و یک جاده ی یکطرفه

روزهایی که میدانی جواب احوال پرسی گریه است و بس

و در همه ی این روزها که میگذرد عکس تو همانطور آرام میماند

آرام میماند

آرام میماند و دروغ میگوید

آدم ها را با عکس هایشان قضاوت نکنید .


#پویان_اوحدی

♥ نوشته شده در پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت 16:35 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

وقتی دوستم نداری...


باهم تعارف که نداریم...!؟

وقتی دوستم نداری

طوری نگاهم نکن که عاشقت شوم

طوری صدایم نکن که دلم بریزد

وقتی خطابت میکنم

بی آنکه صدایت را صاف کنی

یک 'بله'ی ساده‌ی خشدار

فارغ از 'جانم'های عاشقانه بگو...!

وقتی دوستم نداری

میان کلماتت هیچ قولی نده!

نگو میمانی

نگو مال همیم

چیزی نگو که دلم خوش باشد

مثلا دلم نشکند...

من با دروغ

بیشتر می‌شکنم

بیشتر درد می‌کشم

و بیشتر تو را نمی‌بخشم...!

رفیق جان

باهم تعارف که نداریم

صاف و پوست کنده حرف

دلت را بی اغراق ، اقرار کن...!


#سعید_امانی

♥ نوشته شده در پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت 15:17 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

و الا ما عشق و عاشقی کردن را همه بلدیم...


شما خیال کرده اید ما از این عشق و عاشقی ها دوست نداریم؟؟؟

پیش خودتان فکر کرده اید بدمان می آید صبحمان باصدای خواب آلود یک نفر از پشت گوشی بخیر شود؟؟؟

خوشمان نمی آید دست یک نفر را بگیریم و راه بیوفتیم و پیاده رو های ولیعصر را برویم و برویم تا از زور پادرد و خستگی اولین کافه ی سر راه را پاتوق عاشقی هایمان کنیم؟؟؟

شما فکر می کنید دوست نداریم بنشینیم قهوه بخوریم و آخر سر فال ته فنجان را به نیت آینده مان بگیریم؟؟؟

دوست نداریم جانمان را برای یک نفر بدهیم؟؟؟

نه جانم

نه عزیز دل

ما هم دوست داریم شب و روزمان را با یک نفر سر کنیم...

ما هم دوست داریم تمام خودمان را خرج یک نفر کنیم...

ما هم دلمان میخواهد قربان صدقه ی یار برویم

اما به دنبال اهلش هستیم

دنبال کسی می گردیم که معنی دوست داشتن را بفهمد

ما را از ته دل بخواهد

ما میخواهیم دوستت دارم هایمان را خرج اهلش کنیم

و الا ما عشق و عاشقی کردن را همه بلدیم...

♥ نوشته شده در دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت 16:08 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

مهم ياد گرفتنِ نخواستن است.


خواستن كه راحت است. همه مان به سنى رسيده ايم كه خواستن را بلديم. اما گاهى مهم ياد گرفتنِ نخواستن است.

كه بلد باشيم كه و چه را نخواهيم. كه بلد باشيم چه كسانى و چه چيزهايى آنِ ما نيستند. كه بلد باشيم هستند، اما نه براى آنكه ما آنها را داشته باشيم. هستند كه آن و مالِ ديگران باشند و همهء حرمت و زيباييشان براى ما به نداشتن آنهاست.

زور بي جا زدن است تلاش براى داشتنشان. حتى اگر خواستنشان زمان زيادى از روزگارمان را در اختيار گرفته باشد، زمان بيشترى را بايد براى يادگيرىِ نخواستنشان صرف كنيم.

صرفِ هنرِ نخواستن.

نخواستنِ هرآنچه و آنكه از جنس داشتن نيست.

حداقل براى ما.


♥ نوشته شده در دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت 16:07 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

توقع نداشته باشید....


اگـــر روزی دستش را رها کردید و رفتید

پشت سرتان را هم نگاه نکردید

توقع نداشته باشید

وقتی برگشتید

وقتی دستانتان از عالم و ادم بریده شده

وقتی ریسمان زندگی اتان پوسیده شده

او باز هم همان جا...

همان جایی که رهایش کردید

منتظرتان گیس سفید کرده باشد...!


♥ نوشته شده در دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت 16:02 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

آرامشِ محال



دلم يك خيالِ راحت ميخواهد !
يك آرامشِ محض
يك خوابِ عميق
آرامشي از جنس آغوشِ مادر
و امنيت دستان پدر...
مثل كودكانه هايم
دائمي باشد و
هميشگي...!
دلم آرامشي همين قدر محال ميخواهد...
همینقدر محال...


#دارم میرم مشهـــــــــــــــد به یاد همه شما دوستای خووووووووووبم هسم

♥ نوشته شده در شنبه 11 شهريور 1396 ساعت 14:24 توسط 🐨دخی دیوونه🐨 :

Design By : Bia2skin.ir